مثل هر روز زمین گیج می خورد
آسمان هم که سر جایش ایستاده؛
تا خدا چشم بگذارد
نمی دانم چرا
واژه هایی که تا دیشب باکره بودند
امروز جفت جفت جهنم می زایند..
|
|
||
| .. اینجــآ ایستاده اَمـ بـِ امید اینکــِ از این راه بیایے وَ ـمَن چشمـ روشنے بگیرمـ ! امـــآ از یاد برده اَمـ که تـــو همیشه خودتــ را بــِ آن راه مے زنے !
پ ن: بهار ۸۶
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
.. چه درکِ مرتفعی میخواهد فهمیدن ِ اینکه نزدیک میشویم تا در دوری دلمان بغض کند ٬ دور میشویم و دیگر به هم نمیرسیم
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
..
(۱)
این موسیقی اسپانیایی که فرودگاه را به گریه انداخته، مرا به یاد تو می اندازد... عزیزم! هیچ پروازی بخاطر دلتنگی مسافرش لغو نمیشود.
(۲)
لم داده ام روی کاناپه بی اعتنا به خلاصه ی اخبار ایران وجهان، به تو فکر می کنم ...
پ ن)پاییز ۸۹
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
..
نقشه را تا می زنم و جهان را توی جیبم می گذارم . ... .. . "تو" فقط چند سانتی متر از من دوری!
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
مــــست .. به ســلامتیِ
به خصـوص، چـهار دیواریِ اتاقم که لحظه هایِ خالی ِحضـورت تنـهایم نگذاشت ... ![]()
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
تو را درد دارم .. از آسمان تـــــــــــــــــا انتهای لانه گنجشکها و بعد میان همه ی کندوهای عسل فقط فقط فقط طعم عطر مردانه ای را می دهد که یک شب مرا به آغوش خدا سپرد
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
یک روز خوبِ بدونِ تو! .. مثل هر روز زمین گیج می خورد آسمان هم که سر جایش ایستاده؛ تا خدا چشم بگذارد نمی دانم چرا واژه هایی که تا دیشب باکره بودند امروز جفت جفت جهنم می زایند..
+
تاريخ ساعت نويسنده
|
|
||