168.
دلبرانه
...
دلبرانه
پیچک وار
می پیچم
بالا می روم
از ساق های نیرومند ت ..
در کمرگاه ِ تنومند ت
اندکی مکث می کنم !
گونه می سایم بر گندمزاران تن ات ..
بوسه می زنم
بر سینه ای مالامال از عشق
...
بالاتر که می رسم
آه ..
لبان ات
...
و لب هایم
با بوسه ای گرم
بسته می شود .
.
.
.
ــ یاس شکوفه می کند ، رد ِ انگشتان ات روی اندام ام ..
+ نوشته شده در ساعت توسط
|