..
آغوشی میخواهم،
گرم،
عاشق،
ساده،
متوجه.
آرامشی از جنس خواب.
آغوشی گرم- متعلق به من
همراه من
مأمن من.
نهایتی در نگاهی مهربان
ابدیتی بی وقفه و
موزون و
جاری
طلوعی دیگر گونه...
در این چهارراه
حق ِ تقدم با آمبولانسی است
که جنازه مرا می برد !
دیگر سر راه چشمان تو سبز نمی شوم ...
تو باید پشت همین چراغ قرمز
موهایت را سفید کنی !
+ کسی میدونه مال کیه ؟