170.
اولین سالگرد ازدواجمان
...
شانه ات مُجاب ام می کند
در بستری که عشق
تشنگی ست ..
زلال ِ شانه هایت
هم چنان ام عطش می دهد
در بستری که عشق
مُجاب اش کرده است .
...
الف.بامداد
پ.ن:
یک سال گذشت
از به هم در آمیختن مان
و من در این یک سال چقدر خوشبخت بودم ..
بگذار یک بار دیگر بگویم
مرد ِ همیشه محجوب ِ من
که چقدر دوستت دارم
و در تنگاتنگ آغوش ِ امن تو
چه لذتی از زن بودنم می برم .
+ نوشته شده در ساعت توسط
|