129.
..
ومن برای سرم
کنار سرش خانه ساختم
برای دستهام
روی سینه هاش
و برای چشمم
زیر آفتاب چشمش
ما لباسهای هم را
در آوردیم
و توی
دریاچه های هم
شنا کردیم
از چشمه های هم نوشیدیم
و مثل دوتا مار مهربان
تا همیشه با هم
خوابیدیم
***
اما كاش هيچكدام از اينها كه گفتم
رويا نبود!
+ نوشته شده در ساعت توسط
|