دچار

..

تو دچارِ من

من دچارِ دردهای بی کسی

تو پر از گلایه ای

من پر از ترانه های بی نصیب

این عروسک گِلی ،

دست و پای بودنش شکسته است

هی نگو اگر چنین ،اگر چنان

بالهای این پرنده بسته است!