89.
![]()
..
به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريك خدا مانند
دلم تنگ است
بيا اي روشن ، اي روشن تر از لبخند
شبم را روز كن در زير سرپوش سياهي ها
دلم تنگ است....
بيا بنگر چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سر پوشيده ، وين تالاب مالامال
دلي خوش كرده ام با اين پرستو ها و ماهي ها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي
... شب افتاده است و من تنها و تاريكم
و در ايوان و در تالاب من ديريست
در خوابند
پرستو ها و ما هي ها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من!
بيا اي ياد مهتابي
به ديدارم بيا هر شب
دلم تنگ است..........
+ نوشته شده در ساعت توسط
|